به که ماني ؟؟؟

ندانمت به حقيقت که در جهان به که ماني

جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جاني

 

به پاي خويشتن آيند عاشقان به کمندت

که هر که را تو بگيري ز خويشتن برهاني

 

مرا مپرس که چوني به هر صفت که تو خواهي

مرا مگوي که چه نامي به هر لقب که تو خواني

 

چنان به نظره اول ز شخص مي ببري دل

که باز مي نتواند گرفت نظره ثاني

 

تو پرده پيش گرفتي و ز اشتياق جمالت

ز پرده ها به درافتاد رازهاي نهاني

 

بر آتش تو نشستيم و دود شوق برآمد

تو ساعتي ننشستي که آتشي بنشاني

 

چو پيش خاطرم آيد خيال صورت خوبت

ندانمت که چه گويم ز اختلاف معاني

                                                              شیخ سخن

بزن، درنگ نکن

توجهی به تکاپوی این پلنگ نکن
به تیر‌رس که رسیدم بزن، درنگ نکن


تمام حیثیت کوه از شکوه من است
نه، افتخار به فتح دو تکه سنگ نکن

مرا به چنگ بیاور چه زنده، چه مرده
به قدر ثانیه‌ای فکر نام و ننگ نکن


غرور دشت پر از رد گامهای من است
مرا اسیر قفسهای چشم ‌تنگ نکن


درست بین دو ابروم را نشانه بگیر
به قصد کشت بزن، لحظه‌ای درنگ نکن


همیشه اول و آخر تو می‌بری از من
تمام وقتت را صرف صلح و جنگ نکن


فقط بخواه به پایت نمرده جان بدهم
برای کشتن من خواهش از تفنگ نکن

                             امیر اکبر زاده

شب، سکوت و خدا ...

انگار فقط و فقط خودتی و خودت. همه جا رو سکوت پر کرده. انگار تو تنهاترین مخلوقی و دنیا خالیست. خالی خالی. فقط همین ...

http://dl.nex1music.ir/1393/07/02/Sami%20Yusuf%20-%20Sari%20Gelin%20%5BNex1Music.Com%5D%20%5B720%5D.mp4

 

Wind Of Change

Wind Of Change تک‌آهنگی از گروه هارد راک آلمانی Scorpions است که در سال ۱۹۹۱ میلادی منتشر شد.

ترانه در آلبوم دنیای دیوانه گروه قرار گرفت و سال ۱۹۹۱ به یک تک‌آهنگ پرفروش تبدیل شد و این مصادف با زمانی بود که اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرده و این ترانه به دلیل مضمون آن که به پاسداشت سیاست پایان جنگ سرد مربوط بود، مورد توجه قرار گرفت.

 

http://dj.newmp3mad.com/data/31287/Wind_Of_Change-Scorpions%5Bwww.Mp3MaD.Com%5D.mp3

 

The Imitation Game یا بازی تقلید

یه قسمتایی از پایان نامه ی من به مباحث "ماشین تورین قطعی و غیرقطعی" و استفاده از اونا در "داده کاوی" می پرداخت. جالبه بدونید که یه فیلم پارسال به اسم " The Imitation Game" ساخته شده که در مورد سرگذشت همین تورین هستش که نظریه هم به اسمشه. به جریان فیلم کار ندارم. بهتره که اگه علاقمندید، خودتون ببینیدش. ولی یه جمله ی جالب داره که شاه کلید فیلمه و مطمئنم که کارگردان فیلم هم خودش این جمله رو خیلی دوست داشته. میگه:

"Sometimes it is the people no one imagines anything of that do the things no one can imagine,"

میدونم خودتون زبانتون خوبه ولی برای اطلاع خودم ترجمش را هم می ذارم.

" کسایی هستند که هیچکس تصورشون نمی کنه و اینا کارایی انجام میدن که هیچکس تصورش نمی کنه"

 

و اینه مسیر زندگی ی اونایی که جهان رو برای ما میسازن.

هدف از دین...

 

نمیدونم چرا باید اینو اینجا بنویسم!!!!

آخه گاهی اوقات حقایق رو می بینی و میتونی روی اونها چشم ببندی ولی نمیتونی که بهشون فکر نکنی.

کنار مصلی و در مسیر هزاران نفری که برای نماز جمعه آماده می شدن، پیرمردها و پیرزنهایی نشسته بودند و عده ای بقچه ی نیاز خود را پهن کرده و عده ای هم به دست فروشی از لیف حمام تا جوراب دست باف و نان شیرمال...

چقدر ما آدم ها فراموش کاریم. ماشین هایی آنچنانی پارک شده در کنار مصلی و بعد این مادران و پدران نیازمند. !!!

چرا هیچکدام ازین نمازگزاران به این نمی اندیشند که اینها هم سهمی ازین عدالت دارند.

چرا نباید در کشوری به ثروت ایران، امنیت درآمدی در انتظار مادران و پدران پیر و فرسوده ی من باشد؟

مگر فلسفه ی دین در نهایت سعادت امت اسلامی نیست؟

و هزاران چرای دیگه که همه و همه ی اونها باعث سردرد امشبم شده.

خدایا من به عدالتت ایمان دارم .... 

 

همینم کافیست...

دل خوشم با غزلی تازه همین ام کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

 

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

 

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

 

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

 

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست

از دوست به یادگار دردی دارم...

 

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد      بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر غم عشق     اما نه چنین زار که اینبار افتاد

سودای تو را بهانه ای بس باشد       مدهوش ترا ترانه ای بس باشد

در کشتن ما چه می زنی تیغ جفا      ما را سر تازیانه ای بس باشد

کشف جدید!!!

 

 امروز پی بردم که بزرگترین اشتباه ما آدما اینه که "فکر می کنیم که نباید اشتباه کنیم". 

تنهایی و موسیقی و چای ...

عصر پنجشنبه باشه. تو هم مثل همیشه تنها باشی و بازم تنهایی و موسیقی و چای (البته اینبار زیر بارون پاییزی تهران). همین الان تو شبکه ی فرهنگ این موسیقی کردی زیبا رو با صدای جمشید عزیزخانی شنیدم (اسمش هاوار هستش). خیلی زیبا و دلنواز بود. سریع لینکشو یافتم و برای اینکه هدیه ای باشه برای هر کسی که به این کنج خلوت من سر میزنه، بعنوان پیشکش لینکشو به اشتراک میذارم. امیدوارم که شما هم با شنیدنش آروم بشید.

http://music.irib.ir/StreamData/ClipFiles/MusicFiles/13930431014933a78ff.mp3

 

ضرورت نگارش مقالات علمی

نگارش مقاله دو جنبه داره.البته از دید من.

اول بحث علمی کار. وظیفه ی هر محققیه که اگه داره در لبه ی علم و دانش حرکت می کنه، مسیر حرکت رو برای آیندگان هم مشخص کنه. که خب در مقالات داخلی اصلا ما به لبه علم نزدیک نمیشیم (چراکه داریم از مسیر کارهای خارج از مملکت تبعیت می کنیم) چه برسه به اینکه در امتداد اون حرکت بکنیم

درثانی، امروزه چاپ مقاله و اونم مقالات آبکی تبدیل شده به دکانی برای بسیاری از اساتید و دانشجویان. خدا از اونایی نگذره که جاهلانه و یا عامدانه، تعداد مقالات رو نشانه ی عالم بودن افراد قلمداد کردند. خیانت این ها به جامعه ی علمی غیر قابل وصفه. کاش میزان نفوذ مقاله و تعداد ارجاعات علمی اون لحاظ سواد نویسنده بود چرا که وقتی مقاله ای دارای سایتیشن بالا و یا در ژورنالی با ایمپکت بالا چاپ میشه و یا هات پیپر تلقی میشه، یعنی اینکه اونقدر جذابیت داشته که بتونه دیگران رو به سمت خودش جلب کنه.

خدایا کمک کن که نونی که قراره از این کاغذ پاره ها بیرون بیاد طیب و حلال باشه. میترسم از روزی که مجبور بشم برای حفظ موقعیت، برم تو صف این گروه دوم. خودت حفظم کن.

آیا علم می تونه اثباتی بر وجود خدا باشه؟

 

Stephen Hawking را کمتر کسی هستش که نشناسه. فیلمی بر اساس زندگیش سال گذشته ی میلادی ساخته شد به اسم The Theory of Everything . در مجموع فیلم خوبیه. البته من احساس متضادی دربارش داشتم. یه جاهایی اشک ریختم و یه جاهایی از فیلم و افرادش متنفر شدم. شاید جزو معدود فیلمایی باشه که هم دوستش داشتم و هم ازش به شدت بیزار شدم.

هاوکینگ در ابتدای فیلم اقرار می کنه که به خدا اعتقاد نداره به عبارتی کلمه ی atheists رو بکار می بره. تئوری جالبی داره برای این حرفش. توی قسمتی از فیلم، وقتی که دختری که به اون علاقه منده (اسمش Jane Wilde هستش)ازش می پرسه که چرا به خدا اعتقاد نداری؟، چنین جواب رو میده:

 

Jane Wilde: You have not said why do not believe in God?

Stephen Hawking: A physicist can not afford that their calculations Tangling with the belief in a supernatural creator.

Jane Wilde: Sounds like an argument against of physics, not against God.

 

اما در انتها دیالوگهای نهایی فیلم به سمتی میره که القا می کنه به من بیننده که بالاخره استفان تونست در فیزیک خدا رو پیدا کنه. البته باز هم در انتها اقرار کرد که جهان از هیچ بوجود آمده و عملا خالقی نداره.

خیلی فیلم گیج کننده ای بود. خیلی...

اراده تشريعي در شهادت امام حسین(ع)

روايت"فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلاً" از رواياتي است كه در برخي از كتب روايي مطرح شده و صحت اين جمله مسلم گرفته شده است. بر اين اساس اینکه خداوند بر این عالم احاطه داشته و هیچ امری بدون علم و اراده او محقق نمی شود، امری مسلم و قابل قبول است اما اراده خداوند در دو معنا به كار مي رود :اراده تكويني و ارده تشريعي.

 

اراده تكوينى يعنى اگر قضا و قدر حتمى الهى به چيزي تعلق بگيرد ، وقوعش حتمي و يقيني است، مثلاً مشيت الهي به آن تعلق گرفته كه زمين در مداري به دور خورشيد در حركت باشد يا نظام الهي بر آن تعلق گرفته كه هر معلول از سببي محقق شود و ...
اما ارده تشريعي حب و رضايت خداوند به وقوع امري است .چنين امري غير حتمي و وقوعش غير ضروري است. در مورد روزه مي فرمايد:"يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ؛ ...خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را..." يا خداوند ارده كرده است كه افراد به يكديگر ظلم نكنند و ...حال آن كه هر روز در عالم هزاران ظلم و...اتفاق مي افتد. اراده تشريعي وقوعش غير حتمي است.


بر اين اساس آنچه موجب جبر در افراد مي شود،آن است كه اراده الهي در مورد آن ها، ارده تكويني باشد، نه تشريعي و حال آن كه مراد اراده در جمله" ان الله شاء ان یراک قتیلا" خواستن و اراده تشريعي است .مراد آن است مصلحت امام و دين در آن است كه امام كشته شده و خداوند به اين امر راضي بوده و آن را ارده كرده است.اراده خدا هيچ گاه امام را مجبور بر جنگ و يزيد،شمر و...را مجبور بر كشتن نمي كند. امام با علم به رضايت خداوند، ولي با اختيار و تصميم خود دست به چنين كاري زده است. خداوند اطاعت بندگان و ...را اراده كرده است و حال آن كه بندگان در اطاعت مجبور نبوده و در اين ميان بسياري عبادت نمي كنند.

 

نقل شده از : مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی