چقدر هیچ کسی مثل چشمهای تو نیست
چقدر منطبقی با حروف امضایم
چقدر سمت تو مایل شدند پاهایم
چقدر هیچ کسی مثل چشمهای تو نیست
همان دو آبی منجر به خواب دریایم
تمام خاطره را در تو باز می گردم
و می رسم به شبی پشت بادبانهایم
شبی که نیمه ی پنهان دستهای تو است
شبی که پاشنه اش می کشد به رویایم
بپاش روی لباسم بهارنارنجم
بریز روی کتابم غزلمُربایم
تو مغرضانه ترین شکل دوست داشتنی
که با وجود وجودت هنوز تنهایم
احسان افشاری
دل ِ من در شبِ گیسوی تو عاشق شد و مرد