باز آ چو گل در این بهار، ســـــر را بنه بر سینه ام
تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو، بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود، کـــــلبه ویران من ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ ساعت ۳:۲۷ ق.ظ توسط شبگرد
|
دل ِ من در شبِ گیسوی تو عاشق شد و مرد