يه عمره باهاشم...
صبح ها قبل از اينكه چشم باز كنم... بايد باشه و حضورشو احساس كرده باشم
خلاصه... هر چی بگم كم گفتم...
زياد قصد پيچوندنتون رو ندارم...
فقط اون بدون من تو ويترينه من بدون اون تعطيل... اما وقتی با هم باشيم... من توی ويترينم...
اما خیلی سخت میگذره وقتی قرار باشه یک هفته نبودنشو تحمل کنی ...
خدایی یک هفته دنبال عصای سفید گشتم ... نبود ... !!!
... همين
2 تا آلبوم تاپ می خوام معرفی كنم
همايون شجريان /با ستاره ها1
غم گسار / غريبانه2 / فرياد غم / سنگ دل3 / تو كيستی4 / با ستاره ها / دشت بی حاصل / افسونگر5
علی لهراسبی / مثلث
بيراهه ها6 / يه روز سرد پاييزی / كوله بار / خط و نشون / آينه ها / لب سكوت / قلب سنگی / مرثيه / عطر بارون7 / بيراهه ها (موزيك)
پ ن 1 : برای اطلاعات بیشتر اینجا رو ببینید
پ ن 2 :بـگرديد بگرديد در اين خانه بگرديد / در اين خانه غريبند غريبانه بگرديد // يكی مرغ چمن بود كه جفت دل من بـود / جهان لانه او نیست پی لانه بگردید // نسیـم نفس دوست به مـن خورد چه خوشبوست /همین جاست همین جاست همـه خـانه بـگـردیـد // چه شیرین و چه خوشبوست کجـا خوابگـه اوست / پــی آن گــل خـوشـنـوش چــو پـــروانــه بــگــرديـد
پ ن 3 :سنـگ دلا چرا دگر جور و جفا نمیکـنی / جور و جفا بکن اگر مـهـر و وفا نمیکنی // زخم دگر بزن بدل مرهم اگر نمینهی / درد دگر بده اگر خسته دوا نـمــیکـنی // عهد هر آنچه میکنی وعده به هر که میدهی /عـهد ز یاد میبــری وعــده وفـــا نـمـیکـنی // تیــر غـمــم زدی بـجــان تـا کـه بـخــون نشـانیــم / هــر چــه کنــی بـکــن بـتـا زانـکه خطـا نمیکنی
پ ن 4 : تـــو کـیـسـتـی کـه مـن اینگـونـه بیتو بـیتـابـم /شــب از هــجــوم خیــالــت نـمــیبــرد خــوابــم // تـــو کــیـسـتـی کـه مـن از مـوج هـر تبسـم تــو / بـــســان قــایــق ســرگــشــتــه روی گـــردابــم //مــــن از کــــجـــا ســر راه تـــــو آمـــدم نـــاگــاه / چـــه کـــرد بــا مــن آن نـــگـــاه شــیــــریـــن آه // تــو دوردســت امیــدی و پــای مـن خسته است/چـراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است // تـــو آرزوی بـــلـــنـــدی و دســـت مـــن کــــوتــاه / مــدام پــیـش نـگـــاهــی مـــدام پــیــش نــگــاه // چــــه آرزوی مــحــالـیاسـت زیــســتــن بــا تــو / مـــرا هـمـیــن بـگـذارنـــد یــک ســخـــن بــا تــو
پ ن 5 : تـو كــه بــالا بــلــنــد و نــازنـيـنـی / تو که شیـریـنلب و عشقآفـرینی // در آن لبهای افسـونـگـر چهداری / در آندل غیر شـور و شر چهداری // چنین بامهربانی / خواندنت چیست / بـدين نا مهربانی رانـدنـت چیست // دل مـن تــاب تــنـــهــایــی نــدارد / دل عـــاشــق شکـیـبایــی نــدارد
پ ن 6 : اونی كه مدعی بود عاشقته ... تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت ... بی خبر رفت و تو اين بيراهه ها رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت ... آ آ آ ... دلو سوزوندی ... آ آ آ ... چرا نموندی ... من و هر ثانيه و جنون تو ... واسه من همين خيالتم بسه ... بزا جاده ها اشتباه برن ... ما كه دستمون به هم نميرسه ...
پ ن 7 : نميدونم از كدوم ستاره می بينی منو ... چشماتو می بندی و دوباره می بينی منو ... پر بغزه جمعه های نا گزير و بی صدام ... خيلی خستم باورم كن دنيا زندونه برام ... توی كوره راه چشمام ... عطر بارون بوی سيبی ... واسه عاشقونه موندن ... تو همون حس غريبی ... تو همون حس غريبی ... كه هميشه با منی ... تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی ... ميدونم هنوز اسيرم تو حسار لحظه ها كاش ميشد با يه اشاره تو آزاد می شدم... با توام كه گفته بودی غصه هام تموم ميشن ... پس كجايی كه بيايی منو بگيری از خودم ... ناجی ترانه هام ... منو به واژه ها ببخش ... اين حقير و به سخاوت شب و دعا ببخش ... نميدونم از كدوم ....
+|
لینک | نوشته شده در 85/08/26| توسط ali.pb
|
|
خيلی وقت بود باهاش خلوت نكرده بودم ...
خيلی دلم براش تنگ شده بود ...
ميدونست ... ميدونست مثل هميشه دلم پره ... پُره از حرفهايی كه اگه بهش نگم ... هيچ كس ديگه ای رو ندارم تا سفره دلم رو پيشش باز كنم ...
نگاه اولش خيلی سنگين بود ...
من هيچی نگفتم ... خودش حرف رو پيش كشيد و شروع كرد ...
اون گفت:
خوشا دلی كه مدام از پی نظر نرود
به هر دَرش كه بخوانند بی خبر نرود
من گفتم:
طمع در آن لب شيرين نكرده ام اولی
ولی چگونه مگس از پی شكر نرود
سوادِ ديده غم ديده ام به اشك مشوی
كه نقشِ خال تُوام هرگز از نظر نرود
زمن چو باد صبا بوی خود دريغ مدار
چرا كه بی سر زلف توام بسر نرود
اون گفت:
دلا مباش چنين هرزه گرد و هر جايی
كه هيچ كار ز پيشت بدين هنر نرود
من گفتم:
مكن به چشم حقارت نگاه در من مست
كه آبروی شريعت بدين قدر نرود
تو كَز مَكارم اخلاق عالمی دگری
وفای عَهدِ من از خاطرت بدر نرود
سياه نامه تر از خود كسی نمی بينم
چگونه چون قلمم دودِ دل بسر نرود
اون گفت:
بيار باده و اول بدست حافظ دهِ
به شرط آنكه ز مجلس سخن بدر نرود
+|
لینک | نوشته شده در 85/08/19| توسط ali.pb
|
|
حرف نسنجيده
مجموعه داستان های كوتاه
نويسنده : مزتضی متقيان
ناشر انتشاران نشتا

متن كتاب با اين شعر شروع ميشه...
"قصه"
قصه ای خواهم گفت.
كه در آن درد درونم باشد.
قصه ام قصه درد است ولی،
شيرين است.
قصه ام، قصه درد،
قصه ام ناز شقايق ها نيست.
قصه ام داغ صداقت، غم عشق
قصه ام بار رفاقت، تب هجر
قصه ام جانسوز است.
قصه ام، قصه آن پيرزنی است.
كه به لب ياد خدا می گويد،
و به دل
منتظر شوهر خويش است هنوز.
قصه ام، قصه ی آن تابوتی ست،
كه به ظاهر چوب است.
در عمل
چندش هر انجمنی است.
قصه ام بيمار است.
پُر شبه های تب آلود زمين
پُر پس لرزه ی مستی هايش
قصه ام خواهد گفت.
كه در آن شاد شود، گوركنی
كه به ايمان تمام، مُرده را می شويد.
قصه ام، قصه ی مرگی زيباست.
قصه ام، مرگ اقاقی ها نيست.
قصه ام، داغ دل بيماريست.
كه هنوز از غم يارش
به زبان می نالد
و هنوز از غم عشقش
هذيان می گويد.
همه از درد سخن می گويند .
و من از لحظه ی تنهايیِ آن
همه از رنج سخن می گويند
و من از لحظه ی بی تابیِ آن
قصه ام لحظه تنهايیِ
هر انسانيست
قصه ام ، لحظه ی بی فكریِ
هر بی فرداست
قصه ام داغ دل تب داريست.
قصه ام داغ شقايق ها نيست
چه كسی می گويد
كه شقايق زيباست؟
قصه ام می گويد كه شقايق
گل نيست.
يادگاری ز همان انسانيست
كه ميان اين جمع
جان خود را بگداخت
جا خود را بفروخت
نام او تنها بود.
"مرتضی متقيان"
بالاخره چاپ شد .... !!!
خيلی جالب نه....؟ دايی آدم نويسنده باشه ... عمو آدم هم انتشاراتی داشته باشه...
اونوقت ... كتاب دايی رو عمو چاپ بكنه ... آخ كه چه شود... به نظرتون اين تيتر چطوره ... ؟
خانواده ادب زده يا ادبی كه خانواده ما را زد.
من هم همچين بی كار نبودم ها ... طراحی جلد كتاب با من بود ... اما بايد اعتراف كنم كه چون طراحيش رو يه چيزی در حدود 1 سال و نيم پيش انجام دادم ... الان زياد دلچسب خودم نيست ... (اين مورد از اون مواردی كه ادم از خودش توقع بيشتر داره ... ) اما ... همينی كه هست ... آش كشك عمو و داييمه...
+|
لینک | نوشته شده در 85/08/15| توسط ali.pb
|
|
گفتم به لبت چيست ؟ نهان گفت: نمك !
گفتم كه لبت را بمكم ؟ گفت: نمك ....!
+|
لینک | نوشته شده در 85/08/10| توسط ali.pb
|
|
| احمدی نژاد + داور دوست داریم
چند لحظه پيش رفته بودم پايين (منظورم طبقه پايينه) بابام پای تلوزيون مشغول ديدنه فوتبال ( استقلال-راه آهن ) بود ... ديدم داره می خنده... نگاه به نتيجه كردم ... 0-0 مساوی ... يه خورده بيشتر دقت كردم....
اگه گزارشگره يه چند لحظه زبون به دهن می گرفت ... يه صدا هايی از تماشا چيا می يومد ...
... داور دوست داريم ...
... داور دوست داريم ...
خدايی جای بسی تامل داره ...
2 حالت بيشتر نداره يا تنبيه هايی كه برای تيم ها در نظر گرفتن كار خودشو كرده و اين جماعتِ به نظر من ( بيكار ) تصميم گرفتن از فحش دادن به سبك مودبانه برای خالی كردن خودشون استفاده كنن يا نه اصناف راننده كاميون ( از بابت اگزوز عرض ميكنم) و سماور سازها (بدون شرح) اقدام به تحريم مسابقات ليگ كردن ... تا اينجاش به مغزم خطور كرد ... بافيشو ديگه ... الله و عيلم
راستی رفقای گرام و عزيز عيد همتون مبارك ... شرمنده ... ديگه ... اين دفعه مشغله كاری نبود كه باعث تاخير شد ... مشغله ی فكری مگه ميزاره ....
اين چند روز هم كه فرصت داشتم ... خدا ميدونه جند تا مطلب داستم و توی ذهنم همرو دسته بندی كرده بودم كه بيارم اينجا ... اما الان كه مشغول نوشتنم هيچكدوم يادم نمياد ...
پس از مدتها می خوام يه خورده نِت بنويسم ....
نميدونم شما هم مث من قبول دارين كه احمدی نژاد يه سوژه ی خيلی فوق العاه توی اينترنته ... چند تا نمونشو خودتون ببينيد ...
[
+]
جذابيت های كاپشن احمدی نزاد اينجا فكر ايشون هم مورد بررسی واقع شده [
+]
مردی كه از جلو گيری بدش می آمد كجايی مالتوس كه نظريتو كشتن[
+]
احمدی نزاد وقتی يه مقدار خيس بود اما كم كم خشك شد[
+]
احمدی نژاد : دو بچه كافی نيست يا ظرفيت 120مليون نفر[
+]
يك در خواست از دكتر همين كار ها رو می كنن كه سوژه سازی ميشهاین چند تا عکس رو هم ببینید [
+] [
+] [
+]
يه چيزی رو هم تا يادم نرفته بگم ... احمدی نژاد علی رقم اينكه يه سوژه خوب برای اهل نت هستش خودش هم برای خودش سوژه داره ...
[
+]
نخست وزير اسرائيل : احمدی نژاد سوژه ای به جز ما نداردخب به پايان اين پست رسيديم...فقط قبلش چند تا لينك باحال برای دوستان نِتی اينجا می زارم...
[
+] فايرفاكس2 بالاخره اومد ...
دانلود كنيد [
+] فايرفاكس فارسی رو هم از
اينجا بگيريد
[
+] كليپ تبليغاتی مايكروسافت آفيس
حتما ببينيد[
+]
تصاوير سمند كوپه [
+]
ديدار قاليباف از غسالخانه[
+]
مشكل افغان ها با عدد 39
+|
لینک | نوشته شده در 85/08/03| توسط ali.pb
|
|