درد بی عشقی زجانم برده طاقت، ورنه من
داشتم ارام تا آرام جانی داشتم

برای مشاهده با اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید
سلام...
از اين بابت كه مدت نسبتا زيادی نبودم و به دوستان و رفقا هم سر نزدم شرمنده ... از اون جهت كه تصميمات مهمی اتخاذ كرده بودم نتونستم ... يعنی نمی بايست اين طرف ها پيدام می شد ... اصلا همين كه 2 هفته وصل نشدن به اينترنت بدون خودكشی تموم شد خودش شاخ غول شكوندنه ... راستش اصلا باورم نمی شد بتونم... به راحتی ترك كنم... اما خدايی فقط 2روز اولش سخت بود... يعنی قابل تصور نبود... بگذريم...
بدون مشغوليات هم كه نمی شد نِت رو ترك كرد... يه خورده وقتمو با جاوا و يه مقدار زياديشو با كتاب "صحرای محشر" به قلم "سيد محمد علی جمال زاده" گذروندم به همه رفقا پيشنهاد می كنم اگه اين كتاب رو گير اوردن حتما مورد مطالعه قرار بدن...
حتما همتون داستان كباب غاز يادتون هست ... اينم از معرفی نويسنده
هر كسی اين كتاب رو دست ما ديد طلبه شد بخوندش اما خدايی حيف كه ... جواب من يه جز شرمندگی نبود... خدايی كتاب رو به زور از يكی ديگه گرفته بودم...
از نثر فوق العاده شيرينش كه بگذريم... تنها نتيجه ای كه ازش دستگيرم شد اين بود كه صحرای محشری كه جمال زاده توی كتابش برای خواننده مفروض ميشه تنها و تنها با فنا پذير بودن ميتونه انسان رو ارضاء بكنه... نه بهشت و مواهبش ميتونه آدم رو برای هميشه راضی نگه داره ... و نه جهنم با عذاب هاش ميتونه جلوی عادت كردن و روزمرگی رو برای آدم بگيره... خلاصه شخص اول داستان آرزوی مرگ در اون دنيا رو ميكنه و می خواد كه به خواب ابدی فرو بره ... .
راستی در مورد نظر خواهی ... نظرات زيبا و قشنگ دوستان رو با كمال مسرت همين الان خوندم... !!!
يعتی راستش ... شرمنده ديگه... اين از عواقب 2 هفته(يا بيشتر) قرنطينه بودش...
انشالله همه رو مورد بررسی قرار می دم و زيبا ترين ها رو توی اون طرح جا ميدم... و از خجالت همه دوستان در ميام...
راستش الان هوای اينجا اصلا قابل توصيف نيست... يه بوی نمی همه جا پيچيده كه اصلا قابل توصيف نيست.... ووووووووييييييی... همين چند لحظه پيش داشتم اين چند تا بيت از ديوان شمس مولانا رو با خودم زمزمه می كردم حيفم اومد اينجا ننويسمشون...
|
آمده ام كه سر نهم عشق تو را به سر برم |
ور تو بگوييم كه نی ، نی شكنم شكر برم |
|
آمده ام چو عقل و جان از همه ديده ها نهان |
تا سوی جان و ديدگان مشعله ی نظر برم |
|
گر شكند دل مرا جان بدهم به دل شكن |
گر زسرم كله برد من زميان كمر برم |
|
اوست نشسته در نظر من به كجا نظر كنم |
اوست گرفته شهر دل من به كجا سفر برم |
|
آنكه ز زخم تير او كوه شكاف می خورد |
پيش گشادتير او وای اگر سپر برم |
|
در هوس خيال او همچو خيال گشته ام |
ور سر رشك نام او نام رخ قمر برم |
|
اين غزلم جواب آن باده كه داشت پيش من |
گفت بخور نمی خوری پيش كسی دگر برم |
شبهای قدر نزديكه ... اگه به عالم الوهيت الهی كانكت شديد مديونيد اگه برای ما لينك نديد ... !!! اونهايی كه بايد می گرفتن ... مطمئنم كه گرفتن ...
+|
لینک | نوشته شده در 85/07/20| توسط ali.pb
|
|
سلام...
تنها چیزی که باعث میشه انرزی داشته باشم ... [+] ربنا ی قبل از اذون مغرب ِ ...
خدایی ماه رمضون بدون ربنا و نون پنیر سبزی اصلا قابل تصور نیست ... !!!!!
اگه طرح هایی که تا حالا توی نِت نوشت گذاشتم رو دنبال کرده باشین ( اگر هم بار اولیه که اینجا تشریف میارین یه نگاه به پایین لینک های سمت چپ بکنید یا یه سر یه گالری بزنید ) حتما توجه کردین که توی همشون یه جمله ای ، بیت شعری نوشته شده ... راستش دیشب طبق معمول دچار بی خوابی شده بودم ... و طبق معمول شروع به طراحی کردم ... اما راستش بعد از حدود یک ساعت ... به این نتیجه رسیدم ...

برای مشاهده با سایز اصلی روی تصاویر کلیک کنید
بد یا خوب یا به قولی زشت یا ریبا به نظر خودم یه چیزی کم داره ...یه متن قشنگ ... یا یه بیت شعر ... یا هر چیز دیگه ...
از دوستان عزیزی که این مطلب رو خوندن می خوام اول تصویر رو ببینن بعدش هر متنی که به نظرشون برازنده ی این تصویر هستش رو برام تو قسمت نظرات بنویسن ...
همه سعی ام رو می کنم تا زیبا ترین متن رو به شکیل ترین شکل داخل این تصویر جا بدم ...
+|
لینک | نوشته شده در 85/07/07| توسط ali.pb
|
|