... كی شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد ...
دوباره جمعه شد و دوباره عصر جمعه ... اونم چه جمعه ای ... ؟ جمعه ای كه فرداش روز اول مهره ... وای وای وای ... چه شود ... !!! تا همين 10 دقيقه پيش انقدر سرحال بودم كه از ديوار صاف بالا می رفتم ... اما راستش الان ... حال تحمل كردن خودم رو هم ندارم ... چه ميشه كرد ادم يه موقع قاط ميزنه ... بگذريم ...
ببينم ... !!!!!
كی ميگه... دوره زمونه عوض شده و مردم مردم سابق نيستن ...؟
كی ميگه... اون مهر و الفتی كه بين مردم بوده ديگه نيست ...؟
كی ميگه... برادر ديگه برادرش رو نمی شناسه ...؟
كی ميگه... گربه محض رضای خدا موش نمی گيره ... ؟
ميدونی چيه ... !!!!!
من ميگم ... ماييم كه دوره زمونه رو می سازيم .
من ميگم ... ماييم كه مهربونی رو برای خودمون تفسير می كنيم و مثلاِ خودمون به ديگران ابراز می كنيم .
من ميگم ... اين ماييم كه نحوه برخورد ديگران با خودمون رو مشخص می كنيم .
من هم می گم ... گربه محض رضای خدا موش نمی گيره ... بله برای سير شدن خودشه كه اين كار رو ميكنه ... درست ... !!!
خب بهتر نيست ما هم ...
برای اينكه ديگران برخورد بهتری با ما داشته باشن، دق دلی هاشون رو سر ما خالی نكنن، به ما يه چشم برادرشون نگاه بكنن ، ...
اول اين ما باشيم كه ...
بهترين برخورد رو با اونها بكنيم ... ناراحتيمون رو برای خودمون نگه داريم ... و هميشه برای داشتن برخورد بهتر، خودمون رو جای طرف مقابل بزاريم ... همه رو به يك چشم نگاه كنيم ... اصلا بهتره خلاصه اش كنم ...
هر چيزی رو سزاوار خودمون می بينيم ... ديگرون رو هم لايق اون بدونيم.
... يك نكته از اين معنی گفتيم و همين باشد ...
+|
لینک | نوشته شده در 85/06/31| توسط ali.pb
|
|
آخر های تابستون مثل اواخر زمستون که فصل و طبیعت در حال تغییرات هستن بنده حال و روز خوشی ندارم ... حساسیت و عطسه و اینجور مباحث پیچیده و سرسام آور... که تنها دوای درمونش ... یه دونه قرص آنتی هیستامین ناقابله ... که البته بعدش یه چرت نسبتا کوچولو می چسبه ... مخصوصا اگه از نوع قیلوله باشه...
چند شب پیش منزل پدر بزرگ طبق معمول جمعه شب ها با دائی های گرامم دور هم بودیم ... که یه هو وسط مجلس بنده ناگزیر از زدن عطسه شدم ... به حدی این عطسه دارای گستره وسیع بود که پدر بزرگم برای دلداری دادن به من گفت: " زیاد ناراحت نباش یه دونه عطسه نشونه ی بی عیب و نقص بودن بدنته ... هر کسی یه دونه عطسه بزنه حداقل تا 24 ساعت دیگه سرحال و قبراقه ... " (!!!!!!)
منو بگو ... یه جوری شدم ... همه با یه لبخند خاصی به من نگاه کردن ... که یه هو ...
سه تا عطسه پشت سر هم ... (؟؟؟؟؟؟)
داییم بلند گفت: "علی جون تو حالت خوب نیست ... مریضی ... " ، " آمارت از یکی زد بالا... "
یکی دیگه از اون طرف گفت: "برات متاسفم ... تا 24 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ... " ، " بعد از 24 ساعت حسابت با کرام الکاتبینه...!!! "
منو بگو ... یه لحظه تو دلم گفتم ... : فــــاتـــحــــه ... !
یعنی به همین راحتی ... ؟ !!!
+|
لینک | نوشته شده در 85/06/27| توسط ali.pb
|
|
| راستی، آيا جائی خبری هست هنوز ؟
سلام...
اين مدته يه سوالی حسابی ذهنم رو مشغول كرده ...
خواستم ازش بپرسم ... بهش بگم ... چرا ... ؟ ، چرا من ... ؟خوشحال می شدم اگه بگه ... "نه ... من از هيچی خبر ندارم ..." اما اگه می گفت " آره " همه چی تموم می شد ... چرا و برای چيش هم به خودم مربوط بود ... اما اولش با يه كم بی محلی از من ... و بعدش هم رفتن زود و بی موقعش ... باعث شد من جوابی برای سوالم نداشته باشم و همچنان ذهنم مشغول باشه ... اما آدم تا يه حدی تحمل داره ...
الان حدود يك هفته ای ميشه زدم به رگ بی خيالی ... وژدانم درد می كنه ... اما كلا حال ميده راستش سعی كردم يه هفته همه رقمه خوش بگذرونم ... خوش كه نگذشت اما بد هم نبود ...
به دلم افتاد "راستی آيا جايی خبری هست هنوز؟ " رو اينجا بزارم ...
متن كامل شعر براتون می زارم ... اگر شعر براتون تكراريه بخونيدش مطمئن باشين پشيمون نميشين ... اميدوارم اثر استاد رو هم از دست ندين ... حتما دانلود كنيد ...

برای مشاهده با سايز اصلی روی عكس كليك كنيد
قاصدك! هان چه خبر آوردی ؟
از كجا وز كه خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی اما، اما،
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی.
انتظار خبری نيست مرا
نه زياری نه ز ديار و دياری باری،
برو آنجا كه بود چشمی و گوشی با كس،
برو آنجا كه تو را منتظرند .
قاصدك !
در دل من همه كورند و كرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب.
قاصد تجربه های همه تلخ،
با دلم می گويد
كه دروغی تو، دروغ;
كه فريبی تو، فريب.
قاصدك! هان، ولی ... آخر ... ايوای!
راستی آيا رفتی با باد؟
با توام، آی! كجا رفتی؟ آی...!
راستی آيا جائی خبری هست هنوز؟
مانده خاكستر گرمی، جائی؟
در اجاقی - طمع شعله نمی بندم - خردك شرری هست هنوز؟
قاصدك!
ابر های همه عالم شب و روز در دلم می گريد.
مهدی اخوان ثالث - شهريور 1338 تهران
[+] قاصدك با صدای استاد محمد رضا شجريان حجم: 900 كيلو بايت
مطمئن باشيد از دانلود يكی از زيباترين آثار استاد پشيمون نميشيد ...
+|
لینک | نوشته شده در 85/06/25| توسط ali.pb
|
|
| شرق - کاریکاتور - توقیف
بازم یه سوژه داغ دیگه برای نوشتن ....
این داستان تکراری " کاریکاتور + روزنامه + توقیف = تعطیلی " تموم شدنی نیست ...
راستش منتظر شدم تا خبرش به صورت رسمی اعلام بشه ... خب الان دیگه به صورت فراگیر اعلام شده ... همش سر یه دونه الاغ و یه زمین شطرنج بوده ....

برای مشاهده با اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید
از قضا اعتراض به این کاریکاتور از طرف جمعی از [+] بسیجیان آذربایجان شرقی صورت گرفته ... بعدش یواش یواش فراگیر شده ... این طور که معلومه هاله دور سر الاغ قصه ما یه خورده کار رو خراب کرده ... به نقل از مضمون خیلی از سایت ها "نشان از بازی خرکی و بی قائده" بوده .
جالبه ، مدیر مسئول روزنامه گفته هیچ توهینی توی کاریکاتور نیست در ضمن مطلبی هم در کنار این کاریکاتور نبوده که بخواد اثبات کننده چیزی باشه...
من هیچ نتیجه گیریی نمی کنم فقط یه پیشنهاد دارم برای کاریکاتوریست ها و طراح های گرامی ... لطفا تا اطلاع ثانوی از کشیدن هر نوع جانور از جمله "الاغ" و "سوسک" و یا اصلا به طور کلی جانور خود داری کنید ... این از راهکار من ... !!!!
لینک هار خبر گزاری ها مربوط به این خبر ...
[+] ایسنا : روزنامه شرق توقیف شد .
[+] ایسنا : مدید مسئول شرق : اعتراض می کنیم.
[+] ایسنا : ماده قانون و دلایل توقیف شرق ....
[+] ایلنا : انجمن دفاع از آزادی مطبوعات توقیف شرق را محکوم کرد
[+] بازتاب : روزنامه شرق توقیف شد
[+] انتخاب : واکنش ها به توقیف روزنامه شرق
[+] انتخاب : واکنش مدیر مسئول شرق به توقیف روزنامه
اینم آدرس وبلاگ های یه سری خبر نگار و واکنش های اونها .... !!!
قرار دادن لینک وبلاگ ها دلیلی بر تایید مطالب آنها نمی باشد.
مطلب وبلاگ آدم
...و نوبت شرق رسید!/آسیه امینی
روزنامه شرق توقیف شد/ هنوز
روزنامه شرق هم توقيف شد/وحید پوراستاد
شرق توقیف شد/سهام الدین بورقانی
شرق توقیف شد/میترا خلعتبری
باز کاریکاتور، باز توقیف/امیر علیزاده
توقيف خرکی! / نیک آهنگ کوثر
کارتونی که موجب توقيف شرق شد /اشراقستان
شرق و شوق رفتند/علی مهتدی
غروب خورشید شرق/مهجاد
از مصرف اجباری خرما تا توقیف شرق /آمنه شیرافکن
الاغی با هاله ای از نور شرق را توقیف کرد !!/سعید پورحیدر
+|
لینک | نوشته شده در 85/06/21| توسط ali.pb
|
|
سلام...
اول از همه نيمه شعبان يا همون ولادت امام عصر رو به همه دوستان گرامی تبريك می گم و اين طرح رو به همه دوستان نِت نوشت تقديم می كنم...
او خواهد آمد

...به انتظار ننشينيم...
...به انتظار بايستيم...
خب فكر كنم برای شروع بد نبود ... راستش اين دفعه با دست پر اومدم ... به حدی كه نميدونم از كجا شروع كنم ...
احتمالا جناب آقای "هلالی" مداح رو می شناسين ... از اون مداح هايی كه منتظرن آهنگ جديد بياد و تو بورس هم باشه تا از ريتمش برای مدح و ستايش استفاده كنن ... (!!!) من نه از ايشون طرفداری می كنم و نه قصد تخريب ايشون رو دارم ... (راستش با جرياناتی كه پيش اومده تخريب صورت گرفته...) اگه در جريان نيستين ... [+] سوتی جناب هلالی رو مشاهده كنيد ... برای آشنايی با وضعيت مداحی و طرز فكر ايشون می تونيد از [+]اينجا اطلاعات خوبی كسب كنيد.جريان به قدری جالب شده تنها راه [+] پا در ميانی مداح های معروفه... خب بهتره برای اينكه يه طرفه به قاضی نريم بهتره حرف های خود ايشون رو هم بشنويم ...از قضا ايشون طی [+] نامه ای از خودشون [+] واكنش نشون دادن.
خب تا اينجا شايد به درد خيلی ها نخورد ... اما از اينجا به بعد احتمالا عمومی تر ميشه...
حتما در جريان هستيد ... كه خانم الهام ... يا به قولی خانمِ آقایِ الهام يا اصلا همون همسر آقای الهام تا چشم خاتمی رو دور ديدن [+] پشت سرش صفحه گذاشتن كه فلان بهمان ...[+] عكس العمل خود جناب الهام هم جالبه ... اما مسكه [+]خيلی ها حتی ككشون هم نگزيده...(!!!)
تنها نكته جالب توی لينك های الهام و همسرش نظرات بازديدكنندگان هستش كه سعی كنيد از دستشون نديد ... به نظرم از خود خبر جالب تره...
اين سريال نرگس هم در نوع خودش جالبه ... توی هر وبلاگ يا سايتی می ری يه مطلب كوچولو می تونی پيدا كنی ...
از قضا به نظر نويسنده [+] اين مطلب سريال نرگس داره به يك فاجعه تبديل ميشه ... نقد جالييه ... ايرادات جالبی هم به اين مجموعه گرفته ... خب حالا كه تا اينجا اومدی ... حتما توی اين[+] نظر سنجی شركت كن ... كه در نوع خودش جالبه ... ببين كه ذوغ و قريحه ايرانی چه ميكنه ...
احتمالا اينجوری ميشه احسان سعيدی رو آزاد كرد...
خب چند تا لينك متفرقه هم هست كه خدمتتون تقديم می كنم...
[+]دجال همان بوش است...! كه همچين هم بی مناسبت نيست
[+]مشهور ترين مجری تلوزيونی ايزان پناهنده شد راست و دروغش پای من نيست...
[+] گزارشی از عروسی دختر رئيس جمهور ايران چرا كه نه ...؟
+|
لینک | نوشته شده در 85/06/15| توسط ali.pb
|
|
تو را دوست ندارم، اما هنگامی که نیستی غمگینم و به آسمان آبی بالای سرت و اخترانی که تو را می بینند رشک می برم.
تو را دوست ندارم اما ... نمیدانم چرا آنچه می کنی در نظرم بی همتا جلوه می کند و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام: "چرا آنهایی که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو نیستند !"
تو را دوست ندارم اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم، حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم. زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوش من می شکند.
تو را دوست ندارم ولی چشمان گویایت با ان آبی عمیق و درخشان بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار می گیرد.
آه ... می دانم که دوستت ندارم اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باور دارند چه بسا به هنگام گذر می بینم که بر من می خندند زیرا آشکارا می نگرند.
نگاهم به دنبال توست ... نگاهی که در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبیست ... !!!
با تشکر از دایی محسن
+|
لینک | نوشته شده در 85/06/13| توسط ali.pb
|
|
سلام دوستان عزیز ... به خاطر تاخیر یه خورده طولانی معذرت... امتحان ها تمون شد ...
از خودم بدم اومده خیلی تکراری شدم ...
از امتحان آخری که بر می گشتم خونه ، تو کل مدت راه (یک و نیم ساعت) یه آینه جلوم بود مجبور بودم خودمو تحمل کنم ... دیگه این آخری ها داشتم (روم به دیوار) بالا می آوردم ...
بگذریم...
فرصت برای مطلب درست و حسابی نداشتم بازم معذرت ...
فقط [+] آهنگ معروف از گیپسی کینگ رو براتون می زارم ...[+] اینم ورژن فارسیش ... اینو [+] امید عامری با رفقاش ترجمه کردن و خوندن ...
البته کم بودن کیفیت رو به بزرگی خودتون ببخشید ...
+|
لینک | نوشته شده در 85/06/11| توسط ali.pb
|
|

ديشب صدای تيشه از بيستون نيامد
شايد به خواب شيرين فرهاد رفته باشد
از کار های قدیمی هستش امیدوارم مورد پسند واقع بشه...
راستش امتحان ها نزدیکه... یه خورده سرم شلوغ بود نتونستم مطلب درست و حسابی برای نوشتن جور کنم اما بازم دست خالی نیستم ... برای همین بود گفتم یه طرح بزارم... تا بعدش خدا بزرگه ...
راستش دو تا مطلب توی نِت به چشمم خورد که حسابی برام گرون تموم شد ... [+] یکیش این عکس از پاسارگاد بود... یکی دیگه هم جریان [+] گذرنامه های ایرانی بودش... هر دوتاشون واقعا جای تاسف داره... اما چی کار کنم که فقط میتونم تاسف بخورم ...
راستش تصمیم داشتم در مورد طنز " در راه جام جهانی " یه خورده مطلب بنویسم ... چند تا لینک جور کردم اما چون امکانات برای دانلود فیلم کامل رو نداشتم :( از اون طرف هم نتونستم CD کاملشو گیر بیارم... اینجوری بود که فقط چند تا لینک ناقابل برای دوستان عزیز می زارم ... حدود یک ماه و نیم پیش بود که وزارت ارشاد مجوز برای پخش به این مجموعه نداد ... هیچ کجا هم دلیل خاصی ذکر نشده...
از اون طرف گروهی که روی این مجموعه کار می کردن باعث شد که خیلی ها مشتاق دیدن این مجموعه باشن ... طراخان این مجموعه ...: "پیمان و مهراب قاسم خانی"، "سیامک انصاری" و مهمتر از همه " امیر مهدی ژوله " که اگر کار های ایشون رو توی [+] 40چراغ دنبال کرده باشین حتما مشتاق میشید این مجموعه رو مثل مجموعه شبهای برره دنبال کنید. اطلاعات تکمیلی در رابطه با این مجموعه رو می تونید از[+] اینجا بخونید.
یه بخش کوتاه از این مجموعه رو میتونید از[+] اینجا دانلود کنید، من فقط همین یه تیکه رو دیدم اما تصور اینکه امیر جعفری نقش علی دایی رو بازی کنه فوق العاده بوده....
اما این مجموعه به صورت زیر پوستی...D: توی اینترنت پخش شده ... به حدی که گوگل هم آرررره...
[+] در راه جام جهانی در گوگل حدود 300 مگی میشه...
[+] دانلود کامل مجموعه در راه جام جهانی از PC7 رپیدشیر همیشه و همه وقت DSL می خواد...
[+] طنز در راه جام جهانی در P30World
خب فکر کنم این دفعه یه مقدار زیاد نوشتم ... از نظر کیفیت و کمیت یه خورده نامتعادل یود....
یه مطلب کوچولوی دیگه...
وقتی یه خواننده سنتی مثل جناب آقای[+] افتخاری آلبوم جدید میدن بیرون نباید زیاد سر و صدا داشته باشه ... اما از قرار معلوم آخرین کارشون هم مثل کار های قبلی شور و غوغایی به پا کرده ...!!!!!... به این لینک ها یه نگاهی بندازین... [+] [+]
+|
لینک | نوشته شده در 85/06/03| توسط ali.pb
|
|