تبليغاتX
نِت نوشت
نت نوشت

| هست و نیست.

تا حالا شده بخواهی یه گوشه تنها بشینی و به هیچ چیز فکر نکنی....به هیچیه هیچی هم نه... فکر بکنی اما به اون چیزی که دوست داری... تاحالا شده بخواهی ... بخواهی توی فکر یکی دیگه باشی... یکی بهت فکر کنه.. برای یکی مهم باشی... یکی باشه که همیشه سراغتو از اینو اون بگیره...تا تو رو نبینه آروم نگیره...تا تو اونو نبینی .. آروم نگیری...تا حالا شده بخواهی .... یکی زیر چشمی نگاهت کنه و تو وانمود کنی...." آره من حواسم به تو نیست"... اما دلت...دلت بخواد تو هم بهش نگاه کنی........ببینم تا حالا عاشق شدی....!

آخر به چه گویم هست از خود خبرم...چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم ....چون هست

برای دیدن کارت پستال اینجا کلیک کنید...

 +| لینک | نوشته شده در 84/12/26| توسط ali.pb | |


| بدون شرح

 +| لینک | نوشته شده در 84/12/13| توسط ali.pb | |


| یه روز پر هیجان به تمام معنا

این بار می خوام از 2 هفته پیش بنویسم....یادش بخیر....ای بابا انگار برای 2 قرن پیشه.... دقیقا پنج شنبه بود رفته بودم دانشگاه . اولین روز درسیم بود..برای ترم چهار...بزار دقیق تر بگم... تا اون روز ظهر فکر می کردم که معدل کلم حدود دوازده و نیم هستش ... برای همین هم کلی استرس داشتم ... که مبدا ازدرس مدار نمره پایینی بگیرم و مشروط بشم... و دیگه بقیه افکار... که خداییش مخ آدم تلیت میشه بخواد یه خورده توش خورد بشه... اما حدود های ظهر بود که با مجید و محمد خدادادی رفتیم سوله چشمت روز بد نبینه دیدم معدلم دقیقا دوازده نه یه صدم این ور نه یه صدم اون ور .... خئدایی خشکم زد... نمی تونستم فکر کنم... اگه مدار و 11.75 می شدم مشروط و اگه 12 می شدم همه چیز برای این ترم به خیر میشد... ( اینم بگم بابا خداییش این ترم رو قبول افتزاح دادم اما علت دارم ... برای خودم موجه هستش ... اومدم ثواب کنم کباب کردم....) داشتم می گفتم ... معدلم روی 12 کز کرده بود منم خشکم زد همش به بچه ها می گفتم دعا کنید.... التماس دعا همه رقمه استاد شد... دمش گرم مجید کلی امیدواری داد بهم اما تا نمره نیاد که نمیشه.... سره کلاسها با نا امیدی می رفتم یعنی اصلا به درس گوش نمی دادم دلم مث سیر وسرکه می جوشید آره بابا مگه الکییه اگه 11.75 می شدم خدایی نکرده یه ترم از همه عقب می افتادم اما خداییش کلی دعا سنا کرده بودم بلکه قبول شم.... سر کلاس مدار الکترونیکی بودم که استاد پرسید : خب بجه ها شما ها که این ترم مدار الکترونیکی برداشتید همتون ترم قبل مدار الکتریکی رو پاس کردید ....؟ من هم گفتم نه استاد هنوز نمرش نیومده .... همین موقع بود که یکی از خانم ها گفت بابا کجایید شما ها نمره ها ساعت 2 اومده بعد از کلاس برید از آقای حاجتی بگیرید .آخ منو بگی خیس عرق ... با خودم می گفتم اگه 12 کمتر بشم خودکشی استاده آبروریزی میشه خفن... دیگه اصلا سر کلاس نبودم هر کجا که بودم سر کلاس نبودم... نفهمیدم چی شد .... که یه دفعه استاد بعد از معرفی درس گفت اگه سوالی نیست بفرمایید ... من بگو مث تیر پریدم بیرن یقه مهدی رو گرفتم گفتم این حاجتی رو از کجا میشه گیرش اوورد .... دوویدم دنبالش... به سمت آموزش ... قلبم تالاپ تالاپ می زد... داشتم سکته رو می زدم آقای حاجتی هم تا ما رفتیم گفت 5 دقیقه دیگه بیایید آخ من داشتم می ترکیدم .. مجید همش می گفتم نگران نباش رو 17 حساب کن... (این مجید ما هم مخش اغلب اوغات پاره سنگ جا بجا می کنه....! , اما خدایی عندشه...!) اخ 5 پنج دقیقه راس 3 سوت گذشت... با خودم می گفتم علی جون خوشی ها تموم شد.... یه دفعه صدای آقای حاجتی از توی اتاقش اومد : کی نمره می خواست... ما چهار تا مث تیر پریدیم تو – خب شماره دانشجویی – علی شمارتو بگو... مهدی تا حدودی حفظ بود اولشو گفت بقیشو خودم گفتم .... وای داشتم فوت می کردم آقا درس مدار و شدی... شدی 12 ووووووواییییییییی انگار دنیا رو به دادن....هیچوقت یادم نمیره.....

 +| لینک | نوشته شده در 84/12/04| توسط ali.pb | |


Template Designed by Ali.pb
All Rights Reserved for NetNevesht


صفحه نخست
گالري
Ali.pb
ارتباط با من
RSS

تمام مطالب و تصاویر این وبلاگ شامل قانون کپی رایت میباشد. هرگونه كپي برداري بايد با لينك دادن به وبلاگ همراه باشد. دوست عزیز رعایت قانون کپی رایت نشان دهنده شخصیت شماست.
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384










 
| لینک خود را اضافه کنید |
| به اینجا لینک بدهید |


Google PageRank Checker Tool
Web Blog Pinging Service